جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

215

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

به كلى خراب است . سابقا در پائين سنگرها گودال بود و با سنگرهاى كوتاه‌ترى كه در پيش‌رفتگى ديوار خارجى ساخته بودند و خندق عريضى هم بعد از آن بود ، اما عادت اهمال و سهل‌انگارى ، اين بناهاى مختص آن ديار را نيز به ويرانه مبدل ساخته و در خيلى از جاها تشخيص آنها دور از امكان است . محيط ديوارها را به تفاوت از چهار و چهار و نيم تا شش ميل گفته‌اند ، اما بواسطهء وضع آشفته‌اى كه دارند اندازه‌گيرى بسيار دشوار است « 1 » . اين ديوارها پنج دروازه دارد 1 - بالا خيابان 2 - پائين خيابان - اين دو خيابان در دو انتهاى معبر اصلى واقع شده‌اند - 3 - دروازهء نوغان 4 - عيدگاه 5 - سراب . ارگ شهر كه مشاهداتم را راجع به آن در اينجا بيان مىكنم نزديك ديوار جنوب غربى است . خيابان - چيز عمدهء ديگرى كه علاوه‌بر عمارات مقدس در مشهد هست كه در فكر ايرانيها قرب و منزلت بسيار دارد و آنجا را از ساير شهرهاى شرقى ممتاز مىسازد وجود خيابانى مستقيم است كه درازى آن تقريبا يك ميل و سه چهارم ميل است و شمال غربى شهر را به جنوب شرقى مربوط مىكند و فقط در وسط بواسطهء چهار بناى مقدس كه خيلى قابل ملاحظه‌اند قطع مىشود . آنجا خيابان ( يا بولوار ) نام دارد و در نظر اهل شرق عين شانزه‌ليزه باشكوه و جلال مىنمايد . در ميان آن كانالى هست و يا چنان كه مىتوان ناميد گودال كثيفى است با لبهء آجرى كه عرض آن دوازده پا است و پل‌هاى سست براى عبور اهالى ساخته و الوارى بر روى آن نهاده‌اند . مىگويند كه لبهء كانال و كف خيابان و پل‌ها در سابق با سنگ ساخته شده بود . آب اين كانال ، هم براى آشاميدن و هم مصرف شستشو و هم رختشوئى است

--> ( 1 ) - نقشهء مك‌گرگور ( در جلد اول كتاب او ) كه سرهنگ دولماژ آن را تهيه كرده تنها نقشه‌ايست كه من اطلاع دارم و آن كاملا صحيح نيست . ايستويك كه گرداگرد ديوارها را سواره طى نموده و نقشهء شهر را شرح داده است گويا با اشتباه حيرت‌آورى مبدأ محيط را معكوس يعنى شمال را جنوب و مشرق را مغرب قلمداد كرده است .